|
َQI-LEADERS یافتن آب به عشق است نه به سعی ، اما پس از سعی |
وبلاگ"QI-LEADERS"هر روز حداقل یک مطلب جدید را برای شما عزیزان ارائه می دهد.
ما بی صبرانه منتظر نکته نظرات مثبت شما عزیزان هستیم .

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين : نفر
رهبر( مدیر ) از نظر حضرت علی ( ع ) : ( راهبری )
رهبر( مدیر ) از نظر حضرت علی ( ع ) :
۱. گوش دادن با فراغت
۲. توضیح دادن با متانت
۳. بررسی با دقت
۴. تصمیم با عدالت
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط علی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385
لينك مطلب
یکسری حرف خودمونی با موضوعات مختلف .. ( سایر موارد )
متاسفانه یکسری از دوستان رو می بینم که همش غر می زنند و همیشه اعتراض به همه
چیز دارند ... یادم میاد شخصی در مجموعه بود که همش دنبال این بود که یک ایرادی
از کمپانی یا بالاسری یا ... بگیره و وقتی که پرزنت می گذاشت ، همیشه خودش برای
شخص پراسپکت ، آبجکشن و سئوال ایجاد می کرد !! و یا اشخاصی که همش به معرف
یا لیدرشون گیر میدن که چرا این طور و چرا آن طور؟؟ با این که خودشون هم می
دونند ، معرفشون یک شخص عادی مثل خودشونه ( متاسفانه این افراد فکر می کنند
معرفشون خود کمپانیه !!)
افرادی هم تو این بین خودشون رو لیدرهای تراز اول کوئست جا می زنند و با همکاری
های فریبانه با همین اشخاص سست عنصر و سست اراده ، سعی به کشوندن اونها به
نتورک هایی دارند که همه چیز رو از کوئست کپی کردند و هیچ اعتباری هم ندارند !!
کوئست میگه منفی ها رو بدین بالا و به لیدرهای آپ لاین و هرچی حرفها و مسائل
مثبتی که وجود داره رو بدید پایین ... بله ، این درسته .. ولی دلیل نمی شه که لیدرتون
رو خسته کنید .. متاسفانه بیشتر افراد هنوز الگوهای ذهنی قدیمی رو در سرشون دارند
و هرطور که باب میلشون هست مطالب رو می گیرند ... آقای جو هم به این مطالب
اشاره کرده اند ... بعضی ها میگن کمپانی توجهی به ایرانیها نداره و کمکی نمی کنه !!
یکی نیست بپرسه خودتون چه کاری کردین ؟؟ حتماً باید کسی باشه تا بهش تکیه کنید؟
امید شما نباید به بندگان خدا باشه .. فقط خود خداست که میشه بهش تکیه کرد ... تو یکی
از مطالب خونده بودم که دیواری که می خواهید نردبان را بهش تکیه بدهید را حسابی
در نظر داشته باشید ... چون که هر چقدر هم نردبان شما محکم باشد ، آن تکیه گاه باید
تحمل وزن نردبان را داشته باشد .. و به نظر بنده فقط خداست که میشه بهش تکیه کرد .
خوب درسته که ما در ایران کار نمی کنیم ولی مطمئن باشید اصول کار در همه جای
دنیا واحده و فقط استراتژی ها کمی فرق می کنه { جهانی) ( Global فکر می کنیم و
منطقه ای ( Local ) عمل می کنیم } ...
اگر می خواهید به هدفتون برسید ، بلند شید ... تکونی به خودتون بدید ... آیا هنوز هدف
های شما همون هدفهای اوایل ورودتون هستند ؟؟ آیا هنوز هدف سوزانتون همون شکل
و شمایل اولیه رو داره که وقتی بهش فکر می کنید قلبتون به تپش بیافته یا اشک تو
چشمتون جمع بشه ؟؟
متاسفانه افرادی رو دیدم که حتی به حرفهای خودشون هم احترام قائل نشدن ... یکی
نیست بگه اگر بقول خودتون تو کوئست موفق نبودید خوب حداقل یه حرکتی به خودتون
بدین ، یه کار دیگه یه فعالیت دیگه ( بنز نتونستی بخری ، حداقل تلاشی بکن تا یه
ماشین ارزونتر بخری ) ولی اینجاست که فرق آدم بی هدف با آدم هدفمند مشخص
میشه ... من معتقدم که با هر شغلی میشه میلیونر شد ، فقط به شرطی که آدم بخواد ...
خواهش می کنم بهانه نیارید ... ما تو این وبلاگ خیلی سعی می کنیم که فرهنگ قدیمی
و اصیل ایران رو زنده کنیم تا مردم خودشون رو پیدا کنند ... مگه ایرانیها مردمان
روزهای سخت نیستند ؟؟؟ مگه کوروش و داریوش رو نداشتند ؟؟؟ متاسفانه طی سالهای
نه چندان زیاد دور ، با حملاتی که عرب ها و مغول ها و ... به ایران کردند ، کمی
تمدن ما رو به فرسایش رفته و مردم کمی اصالت خودشون رو فراموش کردن ... ولی
بدونید این واقعاً درسته که ایرانیها بیشترین ضریب هوشی رو در دنیا دارا هستند و این
بارها به جهانیان ثابت شده ... وقتی اعراب به مصر حمله کردند ، کل تمدن مصر تغییر
کرد ، مصریها قبل از حمله عرب ها تمدن درخشانی داشتند و طبق تحقیقاتی صورت
گرفته ، متوجه شدن که تمدن گذشته مصر کوچکترین ارتباطی با فرهنگ اعراب ( حال
حاضر) نداشته و مردمانش حتی زبان قبلیشون رو هم بلد نیستند ... یا کشورهای دیگه که
الان جای بحثش اینجا نیست ...
اما با این همه حملاتی که به ایران شده و دائم مورد هجوم قوم های مختلف بوده ؛
توانستیم خودمون رو تا حدود زیادی حفظ کنیم و زیربار نرفتیم ، نمونه اش هنوز داریم
به زبان فارسی صحبت می کنیم ( درسته کمی گویش ها فرق کرده ، ولی هنوز همان
زبان فارسیه ) .
بهتره کمی بیشتر تلاش کنیم تا بیشتر به اصالتمون برگردیم ..
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه سی ام مرداد 1385
گفتگو با هیل ( راهبری )

در سال 1969 خبرنگار « نیوز ویک » با او مصاحبه ای انجام داد که در ذیل خواهید
خواند .
- خبرنگار : درباره آرزوهایتان سخن بگوئید ؟
هیل : زمانی که مرد جوانی بودم ، آرزو داشتم نویسنده شوم و برای رسیدن به این آرزو
می دانستم باید در کاربرد کلمات خبره شوم . اما چون پسر فقیری بودم و قادر به
تحصیل در دانشگاه نبودم از درس محروم شدم . دوستانم توصیه می کردند از آرزوهایم
بگذرم و به کار در معدن بپردازم . اما عشق به نوشتن در من وجود داشت . بالاخره با
تلاش شبانه روزی توانستم به آرزویم برسم و در کنار کار به نوشتن نیز بپردازم . اکنون
آرزویی ندارم زیرا به اهدافم دست یافته ام .
- خبرنگار : در زمینه رسیدن به اهدافتان بیشتر توضیح دهید ؟
هیل : برای موفقیت یک ویژگی هست که فرد باید آن را داشته باشد و آن مشخص بودن
هدف است . فرد باید بداند چه می خواهد و برای رسیدن به خواسته اش پا فشاری کند .
از سوی دیگر یک روش عالی برای موفقیت در کار این است که افکارتان را روی کاغذ
بیاورید . فقط 3% از مردم هدف های مشخص دارند و آنها را روی کاغذ می آورند .
این افراد در مقایسه با افرادی که از نظر میزان تحصیلات و توانایی برابر و یا بهتر از
آنها هستند اما به هر دلیلی هرگز وقت خود را صرف روی کاغذ آوردن هدف های خود
نکرده اند ، پنج تا ده برابر بیشتر کارایی دارند . من برای رسیدن به اهدافم تنبلی را کنار
گذاشتم و با اعتماد به نفس جلو رفتم و به خواسته ام رسیدم . توصیه ام به همه مردم این
است که اعتماد به نفس خود را تقویت کنند و به آرزوها و اهداف خود ایمان داشته باشند
و ارزش قائل شوند .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه سی ام مرداد 1385
تعارف ایرانیان ( راهبری )
جهانگردان و مسافرانی که از کشورهای اروپائی به ایران سفر کرده اند ، عموماً به دلیل تفاوت آداب و رسوم مردم کشور خود با ایرانیان تحت تاثیر نوع ارتباط گرم هموطنان با میهمانان خود قرار گرفته اند ، به همین دلیل مشاهده برخی صحنه ها که برای ما ایرانیها جزو رفتارهای عادی روزمره به شمار می آیند ، این جهانگردان را به تعجب و اظهار شگفتی وا داشته است . « جیمز استوارت » که در سال 1305 هجری شمسی به چند کشور آسیایی و از جمله ایران سفر کرده است ، در بخشی از سفرنامه خود آورده است ، هنگام ظهر بود و برای خرید به بازار یکی از شهرهای مرکزی ایران ( ظاهراً یزد ) رفته بودم ، هریک از بازاری ها برای سرو ناهار سفره ای وسط مغازه پهن کرده بودند . عده ای هم هنوز در حال خروج از بازار بودند . وارد هر مغازه ای که می شدم ، مغازه دار به اصرار در خوردن غذا و شریک شدن در سفره تعارف می کرد و گاهی حتی لقمه ای آماده کرده و به اجبار در دستان من قرار می داد . این رفتار ایرانیها برایم بسیار جالب بود . در دل از این همه مهمان نوازی تحسینشان کردم . من با این اخلاق در اروپا بیگانه بودم و اصلاً چنین رسمی را در بین مردمان کشورهای غربی ندیدم ... ایرانیها ، مردمانی بسیار خونگرم هستند و اینکه مال خود را با کسی تقسیم می کنند ، از نادر رفتارهایی است که در دنیا با آن مواجه شدم و تا سالها پس از خروج از ایران نمی توانستم این مسئله را هضم کنم . One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385
آگاه باشیم که... ( راهبری )
دویدن از پی پول به آسانی می تواند به وسواس بدل شود و نگذارد که از زندگی کام بجویی . و همان گونه که گفته اند : (( چه سود اگر آدمی همه جهان را به دست آورد , اما روحش را از دست بدهد؟ )) پول خادمی بی همتا , اما اربابی مستبد است. )) قسمتی از کتاب حکایت قابل توجه کسانی که فقط به فکر سود خود هستند و کار و دوستان خود و دیگران را و حتی اصل کار نتورک مارکتینگ را قربانی سود آنی خود می کنند و به آینده فکر نمی کنند و برای موفقیت نمی جنگنند بلکه از آب گل آلود ماهی می گیرند و برای بدست آوردن موفقیت جنگ را می سازند و به بار می آورند اما خود در آن شرکت نمی کنند . One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385
جهانی سازی ( سایر موارد )
با سلام
طبق درخواست تعداد زیادی از بازدید کنندگان محترم این وبلاگ ، مبتنی بر امرجهانی
سازی مجموعه؛از دوستانی که تجربه مجوعه جهانی را دارند و یا در حال جهانی کردن
سازمانشان هستند ، تقاضا داریم که راه کارها و ایده های ارزشمندشون رو توسط ایمیل
با وبلاگ مطرح کنند تا بتوانیم با جمع بندی مطالب و تجربیات خودمان ، یک ساختار
کلی را برای بازدیدکنندگان عزیز ارائه بدهیم .
در ضمن از دوستان و همکاران عزیزی که در کشورهای دیگر مشغول کار هستند ،
تقاضا داریم که بیشتر در مورد نحوه انجام کار و استراتژی های منطقه ای (Local)
کشورشون صحبت کنند .
قبلاً از همکاری شما متشکریم
مدیریت وبلاگ
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385
کلید های طلایی ( قسمت سیزدهم ) ( حکایات )
احتمال هر حالتی را در ذهن داشته و برای آنها حساب و کتاب داشته باشید ، تا دچار
اتفاقات غیره منتظره نشوید و قافیه نبازید .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385
تشکر ( سایر موارد )
سلام به شما عزیزان و همراهان همیشگی QI-LEADERS` " "
از همکاری شما عزیزان در مورد ایمیل ها خیلی ممنونیم و فکر می کنم خود شما
عزیزان هم متوجه شده باشید که روند پاسخ گویی به ایمیل ها چقدر سریعتر شده ..
برای اطلاع دوستانی هم که ذکر کرده بودند که نمی دانند قسمت نظرات در کجای وبلاگ
هست و باید به چه طریقی عمل کنند ؟ ... باید بگم که که کار بسیار ساده ایه و شما کافیه
که بعد از ارسال ایمیل یا آف لاین و ... به داخل وبلاگ وارد شوید :
و در پایان یکی از مطالب وبلاگ و در قسمتی که به رنگ آبی با عنوان " نظرات " یا
مثلاْ " ۲ نظر " مشخص شده کلیک نمائید و بعد از پر کردن اطلاعات مورد
نیازکامنتتون ۰ نظر ) را ثبت کنید . برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید از راهنمای
وبلاگ یا آدرس زیر کمک بگیرید :
http://qi-leaders.blogfa.com/post-76.aspx
ما از به نمایش گذاشتن این نظرات در وبلاگ خوداری می کنیم ( بدلیل تعدد این نظرات
که سرعت لود شدن را کند می کند ) ولی این بداین معنی نیست که نظر شما را تائید
نکردیم و جواب ایمیل ها و درخواستهایتان را در سریعترین زمان ممکن خواهیم داد .
با تشکر مدیریت وبلاگ
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385
پند ( 05 ) ( راهبری )
برخورد زندگی با ما بازتاب بی تابی برخورد ما با زندگیست . شکست و پیروزی
هرکدام مرحله ای از مراحل تکامل آدمی هستند که باید هر مرحله را با آغوشی باز و
اشتیاق تام و تمام بپذیریم . بزرگ ترین مشکل امروز ما و شما آنست که امروز و فردا
می کنیم ، بدون آنکه بذری برای آینده کاشته باشیم .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385
رابطه جایگزین ضابطه ( راهبری )
بدون اغراق یکی از مشکلات ما ایرانی ها ، که سال های سال با آن انس گرفته ایم و به
آن عادت کرده ایم و یکی از خلق و خوهای ثابت ما شده است ، رابطه بازی است که
متاسفانه از لحاظ جنبی ، صورت خوشی ندارد .. به طور حتم دیده اید و در زندگی
روزمره تان بارها با این رابطه بازی ها برخورد کرده اید .. از آنجا که ایرانیان خیلی
زود با یکدیگر اخت و دوست می شوند ، از این رو سعی می کنند ، برای همدیگر طبق
عادت کاری انجام دهند ، اما غافل از اینکه این عملکرد از طرف دیگر به راحتی رابطه
را جایگزین ضابطه می کند ..
حتی گاهی اوقات به مسائل کوچک برخورد می کنید که شاید به هیچ عنوان باورتان
نشود .. دوستی می گفت در محله ما هر زور پیش از رفتن به محل کار در صف
نانوائی می ایستم ، در کمال تعجب می بینم که یک آقایی بدون ایستادن در صف نانوائی
، یک نان از شاطر می گیرد و می رود ، یک روز به شاطر اعتراض کردم که در پاسخ
به من گفت : این آقا دوست برادرم می باشد و زشت است که در صف نانوائی بایستد !
همان آقا می گفت : در یکی از ادارات کار می کنم ، روزی خواهر زنم با من تماس
گرفت و گفت : شوهرخاله یکی از همسایه هایم پیش شما می آیند ، در صورت امکان
کار او را بدون معطلی انجام بده و من هم بدون اینکه حتی یک بار او را دیده باشم ،
کارش را انجام دادم ، تنها به این خاطر که آشنایمان است . پس از این کار یاد نانوائی
محله مان افتادم ..
من در یک کار اداری رابطه را جایگزین ضابطه کردم . درست مثل همان نانوا .. بله ،
آشنائی ، ارتباط ، رفاقت و دوستی از جمله عواملی است که رابطه را جایگزین ضابطه
کرده است و متاسفانه کاری هم نمی شود کرد ، چرا که در خلق و خوی ما رخنه کرده
است و جزوی از عادات روزمره زندگی مان شده است .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385
نگاهی دیگر به حاشیه ( راهبری )
در بعضی از افراد ، حاشیه در کوئست ، فقط روزنامه و تلوزیون تعریف شده و وقتی
لیدرشون بهشون یادآور می شه که در حاشیه هستند ، خیلی بهشون بر می خوره و با اعتماد
به نفس خاصی اعلام می کنند که ما اصلاً به روزنامه و تلوزیون کاری نداریم و اصلاً در
حاشیه نیستیم !
یکی از لیدرهای آپ لاین ما این موضوع رو بیان می کردند که :
حتی فکر کردن به هدف دوم تون حاشیه است .
دوستان عزیزم حاشیه خصلت بدی داره ، و اون هم جاذبه بیش از حد و غیر قابل اندازه
گیری این آفته .. اگر دقت کرده باشید دوستانی که فوتبال دوست هستند ، وقتی که از کنار
کیوسک روزنامه فروشی رد می شوند ، ناخودآگاه دنبال اخبار حاشیه ای هستند و از اصل
کار دور می شوند و این جاذبه حاشیه هستش و این چیزی جز ضرر رساندن ، حاصل نداره.
ما تو سی دی های جو ، هشت آجر شکست رو دیدیم و می دونیم که هشت مورد وجود داره
که باعث شکست ما در این تجارت می شه ... اگر ما زمانی وارد یکی از این موارد بشیم و
آنها را جدی نگیریم ، خوب تو همان مقطع شکستی رو متحمل می شویم ولی می شه دوباره
به اصل برگردیم و می تونیم دوباره شروع کنیم .. ولی دو تا بلاک دیگه هست که اگر خدای
نکرده گرفتارش بشویم ، بیرون اومدن از اون خیلی سخته ... و این دو مورد عبارتند از :
- حاشیه
- ایزولگی
مورد اول که بحث اصلی ما هم هستش معنی واقعیش این که شخص به چیزی غیر از کار
خودش فکر کنه و یا از اون بدتر اون رو انجام بده ...
یکی از انواع حاشیه موضوع " چاله فعالیت " هستش ... مثلاً شخصی که تازه وارد شده و
وظیفه اش آموزش دیدن و ورودی گرفتنه ، ولی میره دنبال ایکارت و یا به زبان ساده تر
کارهائی رو انجام می ده که مربوط به لول خودش نیست و این باعث وارد شدن شخص به
یک نوع دیگه از حاشیه می شه ...
در مورد سیستم هم بهتره چیزی رو پیچیده نکنیم و بر اساس همون ساختار اصولی سیستم
بریم جلو و بقول یکی از دوستان عزیزمون ... خیلی راحت به طرف جا بندازیم که 3 به 3
250 دلار ...
کار ما خیلی ساده هستش و فقط باید طبق اصول گام برداریم .
مورد دوم هم ایزولگی هستش که برای خودش بحثی رو داره که در اینجا یه اشاره کوچکی
به اون داریم :
به نظر من کلمه متضاد و مخالف " اتحاد و همبستگی " رو میشه ایزولگی تعریف کرد .. در
ایران دیده میشه که گروه ها با هم اتحاد ندارند و این موضوع که با هم ارتباط داشته باشند
رو بد می دونند و فکر می کنند پرستیژشون پائین می آید مثلاً اگر تو پرزنت فلان دست
حاضر بشند و یا اینکه قبلاً که رشد کمی داشتند با هم در ارتباط بودن ولی حالا که یکم
رشدشون بیشتر شده وارد چاله غرور از بحث شخصیت می شوند و دیگه کسی رو جز
خودشون نمی بینند و این باعث می شه که خودشون هم بعد از یک مدت کوتاه وارد چاله
دردناک تنهائی بشوند .
از راه حل های مقابله با حاشیه می توان به " بی توجهی کردن به حاشیه " اشاره کرد .
فکر می کنید اگر تو یک جمع باشید و شخصی سخنران مورد تائید شما نباشد و یا شما
سخنران باشید و شخصی یا اشخاصی در جمع همسوی شما نباشند و شما بخواهید بدون هیچ
خصومتی و این که خودتون رو درگیر کنید ، به آن شخص یا اشخاص مقابله کنید چکار می
کنید ؟ یا بهتر بگم اگه بخواهید لج ! آنها را در بیارید چی کار می کنید ؟
بله ، دقیقاً بی توجهی و بی اعتناعی ... اگر شما نسبت به حاشیه ها بی اعتنا و بی توجه
باشید، هم باعث درگیر نشدن شما و در نتیجه گام برداشتن در مسیر اصلی موفقیت می شه و
هم حاشیه دیگه خسته می شه .... حالا حاشیه به هرچیزی می شه گفت که شما رو از مسیر
اصلی دور می کنه ...
در مورد ایزولگی هم خیلی ساده بگم که از همون اول که وارد سیستم می شوید به پرزنتهای
دیگران و دستهای دیگه برید و در جلسات گروهی دیگران هم شرکت کنید ( البته همه این
مسائل رو با مشورت لیدرتون انجام بدید ، وگرنه احتمال داره همین موضوع هم برای شما
چاله فعالیتی باشه ( مثلاً یکی از بچه های لول 12 ما از صبح تا شب تو اینترنت مطلب
جمع می کرد و هی تو این جلسه و تو اون جلسه می رفت و اصلاً یادش رفته بود که باید
پرزنت بگذاره و ورودی بگیره ! ) حتی زمانی هم که به سقف درآمد می رسید باید این
رابطه رو حفظ کنید .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385
دکتر حسین الهی قمشه ای ، یک عمر تحقیق و مطالعه ( سایر موارد )

دکتر« حسین الهی قمشه ای » در دی ماه 1318 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد .
وی فرزند استاد مهدی محی الدین الهی قمشه ای ، مفسر و مترجم معروف قرآن کریم
است . ایشون تحصیلات ابتدایی ، متوسط و دانشگاهی را به ترتیب در دبستان دانش ،
دبیرستان مروی و دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به پایان برد و نیز
تحصیلات حوزوی و سنتی را نزد پدر و استادان دیگر دنبال کرد . سپس به کار تدریس
در دانشگاه تهران و سایر مراکز آموزش عالی در داخل و بعدها خارج کشور پرداخت و
در کنار آن به تالیف و ترجمه در زمینه عرفان ، ادبیات و زیبائی شناسی مشغول شد .
قریب یک سال نیز ریاست کتابخانه ملی ایران را عهده دار بود .
مجموعه ای از سخنرانی های ایشون که به زبان فارسی و انگلیسی در سازمانها و
دانشگاه ها ی داخل و خارج کشور ایراد شده نیز به صورت نوارهای صوتی و
تصویری در زمینه های عرفان ، ادبیات و هنر به علاقمندان عرضه شده است . من
یادمه که یه زمانی تو شبکه 4 تلویزیون ایران سخنرانی های استاد الهی قمشه ای رو
پخش می کردند که من خودم به شخصه درسهای زیادی از ایشون گرفتم و به نظر من
ایشون آخر تفکر و انرژی های مثبت هستند و واقعاً دید بسیار بالائی نسبت به مسائل
عرفانی و مذهبی دارند . یکی از صحبت های ایشون که واقعاً به من کمک کرد و باعث
شد تا از یه جهنم به تمام عیار جون سالم به در ببرم ! این بود :
ایشون چندتا مثال مانند همیشه از شکسپیر و ... غیره زدند و مطلبشون رو به این
صورت بیان کردند که وقتی چیزی باب میل شما نیست ، میتونید با نگرش مثبت و با
استفاده از ضمیر ناخودآگاه و تلقین ، شرایط رو به طرز جالبی باب میل خودتون کنید ..
مثلاً اگه زمستون هستش و هوا ی سرد واقعاً داره شما رو اذیت می کنه ، می تونید این
جمله رو بکار ببرید که : « چه هوای خوبیه ، یا اصلاً چه هوای گرمیه » من این جمله
رو یک روز قبل از اینکه برم خدمت از ایشون برداشتم و خلاصه فرداش رفتم خدمت و
البته میدونستم که خدمتم جای خیلی بدی افتاده ولی بازم با امید راهی شدم و بعد از 13
ساعت راه رسیدم و واقعاً دیدم که دقیقاً چیزهایی که من فکر می کردم شایعه هستش و
محال هستش که با انسان بدین صورت رفتار بشه ، واقعیت داشته و من خیلی شکه شده
بودم !( در مطلب بعدی چند تا خاطره از این جهنمی که عرض کردم رو خدمتتون ارائه
میدم !) واقعاً خیلی سخت بود ( مطلب بعدی رو اگر بخونید بیشتر متوجه اهمیت این
قضیه می شوید !!!) اوایلش با خودم می گفتم : فرشید مگه دیونه شدی !! داری خودت
رو گول می زنی !! خوب اینجا واقعاً شرایط بدی داره ، چرا الکی میگی خوبه؟! خلاصه
اوایلش اثر نمی کرد چون ایمان بهش نداشتم ولی از دو سه روز بعد دیدم که واقعاً داره
کار خودش رو می کنه و شرایط رو واقعاً تا جایی که اجازه می داد عوض می کرد ..
باورتون نمیشه ولی همین الان هم اگر تو گرمای سوزان هم باشم ، اگر با خودم بگم چه
هوای خوبیه عرق بدنم کمتر و گرما برام قابل تحمل میشه و یا اگه بگم چقدر هوا سرده ،
واقعاً تو اوون لحظه از سرما می لرزم !! البته دوستانی که یوگا رو حرفه ای کار می
کنن ، تا جایی پیشرفت می کنند که مثلاً اگر فکر این رو به کنند که دارن یک سیب می
خورند ، واقعاً دهنشون بوی سیب می گیره و ...
اما ادامه معرفی این استاد ارزشمند
دکتر الهی قمشه ای یکی از مشهورترین پژوهشگران ادبیات ایران ، جهان ، عرفان و
فلسفه هستند که تحقیقات وسیعی روی اشعار مولانا، حافظ ،سعدی ،نظامی و... داشته اند
ایشون به دلیل روش سیرین بیان عرفان و ادبیات جهانی نزد هنرمندان و مردم عادی
ایران بسیار محبوب و معروف هستند . دکتر الهی قمشه ای در دانشگاه های بسیاری ،
در دنیا ، دوره های درسی را ارائه کرده اند . از جمله این دانشگاه ها آکسفورد ، کمبریج
، دانشگاه لندن ، برکلی ، یو سی ال ای ، آکادمی تمینوس و بسیاری دیگر می باشند .
وی به مدت سی سال به عنوان استاد در دانشگاه تهران تدریس می کرد . البته باید به آن
مطالعات دانشگاهی هم اضافه کرد . ضمن این که وی دکترای عرفان و فلسفه اسلامی از
دیدگاه بوعلی سینا از دانشگاه تهران دارد .
وی همچنین در زمینه های زیباشناسی ادبیات فارسی ، زبان و ادبیات عرب و انگلیسی ،
آمریکایی مطالعات زیادی داشت.
از آثار دیگر دکتر می توان به موارد زیر اشاره داشت :
گزیده فیه ما فیه ( مقالات مولانا ) – گزیده منطق الطیر ( عطار ) – شرح گلشن راز (
شیخ محمود شبستری ) – ترجمه گزیده سخنان شکسپیر – تصحیح دیوان حافظ و ...
و از مطالب اصلی دروس وی باید اشاره ای به داشت به فلسفه ارسطو ، فلسفه اشراق و
شهود در ادبیات کلاسیک ایران ، ادبیات انگلیسی از دیدگاه شکسپیر ، عرفان مولانا و
ابن عربی و ...
در ضمن سایت رسمی دکتر الهی قمشه ای به نشانی زیر است :
که می تونید اطلاعات دیگه رو از اونجا دریافت کنید .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385
دوستان گله نکنید ! ( سایر موارد )
سلام به همه شما دوستان و همراهان همیشگی وبلاگ QI-LEADERS` " "
بعضی از دوستان از ما گله دارند که چرا به ایمیلهاشون دیر جواب می دهیم ؟
بازدیدکنندگان عزیز من چندین بار این مطلب رو یادآور شدم که اگر به ما ایمیل یا
مطلبی می فرستید ، حتماً این موضوع رو در قالب یک " کامنت ( نظر ) " از داخل
وبلاگ به ما اطلاع بدهید .( فرقی هم نمی کنه که این کامنت در کدام یک از مطالب داده
شده و این کار بهترین روش برای باخبر کردن ما از این موضوع است .)
دوستان عزیزم شما حتماً در این کامنتی ( نظر) که بابت این موضوع به ما می زنید ؛
حتماً نام ایمیل فرستنده و موضوع ( Subject ) ایمیل ارسالی رو ذکر کنید .
متاسفانه یکسری از دوستان مخالف و یا به هرحال ویروس نویس هم برای ما ایمیل می
فرستند که تعدادشون هم کم نیست! و این کامنت ارسالی شما خیلی به ما کمک می کنه
برای تشخیص این ایمیل ها و در نهایت حفظ امنیت وبلاگ QI-LEADERS` " " .
از دوستانی که به ما لطف داشتند و با نظرات و ایمیلهای قشنگشون ما را مورد لطف
خودشون قرار دادند تشکر می کنم . امیدواریم که مثله همیشه ما را در هرچه بهتر کردن
QI-LEADERS` " " یاری کنید . از آقایان و خانمها : مهدی - علی – معصومه –
نازنین – محمود – شراره – رامین – سعید – رضا – الهام – فرنگیس و هدی عزیز هم
که ازهمراهان همیشگی QI-LEADERS` " " هستند تشکر ویژه ای را داریم .
همیشه شاد و پر از انرژی های مثبت باشید . /
با تشکر ..
مدیریت وبلاگ
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در شنبه بیست و یکم مرداد 1385
ظرفیت ها کم است ( راهبری )
ایرانیان یک خلق و خوی ناپسند دارند و آن این است که خیلی زود به خود مغرور می
شوند... « گرترودبل » می گوید: در سفرم به ایران بارها به این موارد برخورد کرده ام
« گرترودبل » آلمانی که در قرن نوزدهم به ایران آمد می گوید : با افرادی برخورد
کردم که در اوج شهرت و محبوبیت بودند ، اما آن چنان به خود مغرور شده بودند که
ظرفیتشان خیلی زود پر شد . چند سال بعد که سراغ آنان را گرفتم ، تنها نامی از آنان
باقی مانده و این برایم کمی عجیب بود . در ایران با افرادی برخورد کردم که در اوج
ثروت بودند ، اما به راحتی و در مدت کمی ثروتشان را از دست دادند و این کمی
عجیب به نظر می آمد .
گرترودبل می گوید : معمولاً بیشتر ایرانیان زمانی که به درجه ای از محبوبیت می
رسند، نسبت به اطراف خود بی تفاوت می شوند .
دیگر دوستان چند سال قبل خود را نمی شناسند ، اگر هم با یکدگر برخوردی داشته
باشند، غرور کاملاً در وجودشان پدیدار می شود . همچنین دست به حرکاتی می زنند که
به هیچ عنوان در « شان » آنها نیست ... به نظر من بسیاری از ایرانیان ظرفیت
مشهور شدن را ندارند ، چرا که نمی دانند چگونه با اطافیان خود برخورد کنند و از
ابزار شهرت استفاده کنند .
اشاره « بل » در سالهای گذشته بود ، اما در حال حاضر در کشورمان هستند ، افرادی
که از درجه بالی شهرت برخوردارند ، اما متاسفانه از داشتن ظرفیت محروم هستند ...
هستند افرادی که با غرور برخورد می کنند و به اطرافیان خود فخر می فروشند ، هستند
افراد معروفی که کارهای عجیب و غریب می کنند ، که باعث تعجب همگان می شود .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در شنبه بیست و یکم مرداد 1385
با مهارت خویشتن به خواسته هایتان برسید ( راهبری )
همه ما بسیار تواناتر از آن هستیم که فکر می کنیم . ما به ندرت به حد توانایی ذاتی خود
می رسیم . زیرا چندان که باید ، منظم و منضبط نیستیم که استعدادهایمان شکوفا شود .
اگر می خواهید که بدانید که واقعاً چه تواناییهایی دارید ، باید تحمل سختیها و کار کردن
در عین بی حوصلگی را یاد بگیرید . یاد بگیرید که به جای پیمودن راه کوتاه و دشوار
راه طولانی و آسان را در زندگی بپیمائید و استعدادهایتان را چنان شکوفا کنید که پیش
از این هرگز نبوده باشند . برای این کار ، در دنیا تنها یک راه وجود دارد : خودتان را
مهار کنید.
ادیسون گفته است که نبوغ ، 10% استعداد و 90% تلاش و پشتکار است . مطمئن
باشید که آن 90% تلاش ، حاصل مهار خویشتن است . اکنون به بررسی شیوه های
مهار خویشتن می پردازیم :
ریسک کنید ، راز اعتماد به نفس : ترس یکی از آن احساساتی است که غالباً ما را از
کار و تلاش باز می دارد . تا زمانی که به دلیل ترس از انجام کاری حاضر به آزمودن
آن نیستید ، موفقیت غیرممکن خواهد بود . در عمل است که یاد می گیریم چه روشی
موثر است و چه روشی بی تاثیر . اعتماد به نفس به این شکل ایجاد می شود .
با ترس خود از خودنمائی و تظاهر مبارزه کنید : تحمل مدتی تظاهر نمائی ، بهایی است
که باید آن را تغییر دهید . اگر ادامه دهید بطور حتم روزی خواهد رسید که در نقش
جدید خود احساس راحتی خواهید کرد و سرانجام این احساس متظاهر و خودنما بودن
کاملاً از بین می رود .
کاری کنید که مستحق پاداش باشید : عزم خود را برای رسیدن به یک هدف کوتاه مدت
جزم کنید . به خود پاداش دهید و پس از رسیدن به هدف بعدی پاداش دیگری به خود
اعطاء کنید . با ارائه این روش سرسختانه ، می توانید با لذت مشاهده کنید که به هدف
خود رسیده اید .
اول کار ، بعد تفریح : ابتدا کار را به پایان برسانید ، سپس به تفریح بپردازید . این شیوه
دو فایده دارد : اول کاغر انجام می گیرد و دوم شما خواهید توانست بدون احساس گناه و
این فکر آزار دهنده که باید به سراغ کار ناتمام خود بروید و آن را تمام کنید ؛ از تفریح
خود لذت ببرید .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در جمعه بیستم مرداد 1385
بزرگان خود ساخته ( ناپلئون هیل ) ( سایر موارد )
« ناپلئون هیل » در 26 اکتبر 1883 در « ویرجینیای » آمریکا چشم به جهان گشود . خانه ای که او درآن متولد شد ،اتاقی مختصر در کنار رودخانه « پراد» در« وایس کانتی » ویرجینیا بود . وقتی او ده سال داشت مادرش بر اثر بیماری و تغذیه ناسالم از دنیا رفت . ناپلئون همیشه به کودکان هم سن و سال خود که لباس خوب می پوشیدند و خوراکی های متنوع می خوردند با افسوس نگاه می کرد . بعد از مرگ مادر ، زندگی برای ناپلئون سخت تر شد ، زیا پدر بدون توجه به وضعیت مالی اش دو سال بعد از مرگ همسر ازدواج کرد و ناپلئون را به حال خود رها کرد . ناپلئون از زمانی که خواندن و نوشتن را آموخت علاقه خود را به مطالعه کتاب های داستان و خلاصه نویسی و داستان نویسی نشان داد . در سیزده سالگی خبرنگار روزنامه ویرجینیا شد و نام گزارشگر کوهستان را برای خود انتخاب کرد . از پولی که بدست می آورد خرج هزینه تحصیل خود را می داد . از این رو وارد مدرسه حقوق شد اما از عهده هزینه اش برنیامد . سپس برای داشتن درآمد بیشتر فعالیتش را در روزنامه بیشتر کرد . استعدادش در نوشتن عالی بود و سردبیر از نوشته ها و مقالات ناپلئون استقبال کرد و سرپرستی مصاحبه با افراد برجسته و معروف را به او واگذار کرد . ناپلئون پسری زرنگ و کوشا بود در هنگام مصاحبه با افراد نامدار، از تجربیات آنان درس می گرفت و در زندگی خود به کار می برد . هیل با افرادی چون توماس ادیسون ، الکساندر گرهام بل ، هنری فورد و ویلیام جنینگ برایان مصاحبه کرد . او با دقت و ظرافت راه های موفقیت این گونه افراد را کنکاش می کرد و نت برداری می کرد . از این رو در سال 1928 کتابی با نام « قوانین موفقیت » را نوشت که با استقبال خوبی رو به رو شد . سپس کتاب « دینامیت مغزی » را در سال 1941 نوشت . هیل از سال 1919 تا 1920 درمجله قوانین طلائی هیل ، سردبیر بود و در سال 1930 کتابی در زمینه راهیابی به موفقیت،نوشت . ناپلئون هیل در حیطه موفقیت و رسیدن به ثروت تا حدی به درجه استادی رسیده بود. لذا از سال 1933 تا سال 1935 مشاور « فرانکلین روزلت » رئیس جمهور آمریکا شد و پول خوبی بدست آورد .هیل در سال 1937در کتاب « رشد فکری و ثروت » کلیه فرمول های رسیدن به موفقیت را ذکر کرد . کتاب های هیل هر روز بیشتر به فروش می رفت و مورد توجه همه قرار می گرفت . وی کتاب علوم موفقیت را در سال 1960 نوشت و بیش از سی میلیون جلد به فروش رفت . ناپلئون که در دوران کودکی حسرت یک بشقاب غذا را می کشید در اواخر عمر به یکی از ثروتمندان جهان تبدیل شد . وی هشتم نوامبر سال 1970 در جنوب « کارولینا » در حالی که مشغول نوشتن کتاب « تو می توانی کار کنی و معجزه ببینی » چشم از جهان فرو بست . در آینده بیشتر براتون از این بزرگ خود ساخته می نویسم . One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind شاد و پر انرژی باشید 
نوشته شده توسط فرشید در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385
کلید های طلایی ( قسمت دوازدهم ) ( راهبری )
با خودتان صادقانه برخورد کنید . صداقت و شهامت درونی از ویژگی های بارز
شخصیت های بزرگ است .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385
ضرب المثل ( 0007) ( حکایات )
[ گر همی خواهی از سلامت ضرر چشم ز اول بند و پایان را نگر ]
« مولوی »
-----------------------------------
All`s well that ends well
هر چیزکه با خوبی به پایان برسد نیکوست
این سرانجام هر چیز است که مهم می باشد و می تواند شکست ها و ناکامی های قبلی ما
را جبران کند . شکسپیر این عبارت را برای عنوان یکی از کمدی هایش به کار برد .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385
*** روز پدر مبارک *** ( سایر موارد )
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فرا رسیدن میلاد مولود کعبه حضرت علی ( ع ) و روز پدر به همگی شما عزیزان
مبارک باد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه هفدهم مرداد 1385
جمله های طلائی ( قسمت سوم ) ( راهبری )
1- دست به کار شدن ویژگی همه انسان های موفق است . نبوغ یعنی هنر تحمل درد و
رنج ... تمامی موفقیت های عظیم در سایه توجه بی نهایت و تلاش بیش از اندازه
بدست می آیند.
2- به عنوان یک قاعده کلی اشخاص به آنچه با آن متولد شده اند دین چندانی ندارند ،
مهم این است که از خود چه می سازند .
3- خوشبختی تحقق تصاعدی یک ایده آل ارزشمند است .
4- اگر می توانستید خریدار باور باشید ، کدام باور برایتان از همه مفیدتر بود ؟ این
باور را بخرید « سرنوشت من مقدر است که یک موفق به تمام معنی در زندگی باشم .»
5- مسئله شما این است که فاصله میان جایی را که هم اکنون در آن قرار دارید و هدف
هایی را که می خواهید به آن برسید پل بزنید .
6- زمان چون ماسه از دست می لغزد و تمام می شود و دیگر باز نمی گردد . کسانی
که از زمان استفاده عاقلانه می کنند از زندگی غنی و سرشار ، پاداش می گیرند .
7- زندگی در صدف خویش گوهر ساختن است . از پیش شعله گذشتن و نگداختن است .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه هفدهم مرداد 1385
اخلاق نتورکی ( معرفی سیستم )
داشتم قسمت نظرات وبلاگ رو چک می کردم که با یک نظر مواجه شدم که شخصی
خودش رو یک نتورکر باتجربه معرفی کرده بود و متن کامنتی که نوشته بود از این
قرار بود که با مراجعه کردن به سایت ایشون میتونیم آخرین عکس ها و اخبار شرکت را
دریافت کنیم ، خوب خیلی خوشحال شدم که با یک سایت کوئستی دیگه دارم آشنا می شم.
و من یک همکار خوب دیگه پیدا کردم که می تونم باهاش در ارتباط باشم ... به سایت
ایشون رفتم و منتظر چیزهائی بودم که ایشون در کامنتشون ذکر کرده بودن ... وقتی که
صفحه لود شد ... واقعاً تاسف خوردم ... فکر می کنید چی دیدم ؟ اولین مطلبی که
خودنمائی می کرد ، از وبلاگ خودمون (QI-LEADERS`) بود ... یکم پائینتر رفتم
با یکسری دیگه از مطالب وبلاگ خودمون مثله " بزرگان خودساخته و ..." و مطالب
دیگه ای از وبلاگ های همکاران کوئستی عزیزمون مواجه شدم ... تقریباً تمامی
موضوعات و مطالب مربوط به وبلاگ های دیگه بود و فقط عنوان مطالب کمی تغییر
کرده بود و به صورت غیر قانونی کپی برداری شده بود . متاسفانه ایشون تمامی مطالب
رو با نام خودشون در وبلاگ خود قرار داده بوده بودند ، که این واقعاً دور از فرهنگ
وبلاگ نویسی و از این بدتر اخلاق یک نتورکر با تجربه است .
بیشتر تو وبلاگشون چرخیدم !؛ گفتم شاید در قسمتی به این موضوع مهم اشاره شده باشد
ولی چیزی پیدا نکردم .. با خودم می گفتم یعنی امکان داره یک نتورکر کوئستی همچین
کاری بکنه ؟ تو این یکسال و شش هفت ماهی که تو این سیستم بودم ، افراد کوئستی
زیادی رو ملاقات کردم ، ولی تا حالا عضوی رو ندیده بودم که به این صورت عمل کند
و در روز روشن ...!
من اشتباه نمی کردم و این رو همین الان بگم ، به هیچ وجه قصد ندارم که مثل یک
ناسیونالیسم از کوئست یکطرفه حرف بزنم .. این چیزها واقعیت هائی بوده که تو این
سیستم دیدم و واقعاً بچه هایی که تو کوئست هستند از لحاظ اخلاقی خیلی با انسان های
دیگه فرق می کنند و واقعاً به قول دکتر آزمندیان " انسان زیبای دیگری شده اند " ...
خلاصه سرتون رو درد نیارم ... ایشون کوئستی نبودند و عضو یکی از نتورک های
پشه ای ایرانی که از یکی از ضعیف ترین پلن ها استفاده می کند بودند ... و متوجه
شدم که شک من بی مورد نبوده .
با خودم گفتم شاید از این موضوع " کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع
مجاز میباشد ." خبر نداشته و بهتره این موضوع رو در قسمت نظراتش یادآور بشم تا
موجب ناراحتی دوستان دیگه نشه ... وقتی وارد قسمت نظرات وبلاگشون شدم متوجه
شدم که ایشون مقصر نبودند ، بلکه مقصر خود شرکتشون بود که این فرهنگ کپی
برداری غلط رو جا انداخته بود ... بالاتر از نظر بنده یک کامنت وجود داشت که خود
شرکتشون برای ایشون فرستاده بودند .. فکر می کنید متن نظر شرکتشون چی بود ؟
درسته خود این شرکت حتی به خودش زحمت نداده بود که یک کمی کوچولو فکر
کنه و متنی بنوبسه که حداقل برای خودشون باشه ( نظرشون هم دقیقاً کپی نظر این
وبلاگ (QI-LEADERS`) برای درخواست لینک از وبلاگ های دیگه بود !!)
یکبار دیگه به این موضوع ایمان آوردم که کمپانی که یک نتورکر در اون کار می کنه
چقدر می تونه در اخلاقش تاثیر گذار باشه ... ما باید به کمپانی QI"" که در اون کار
می کنیم ، افتخار کنیم ... کوئست واقعاً کارخانه آدم سازیه و افرادی که در این کمپانی
عضو و موفق هم بودند وهستند حالا از هر لحاظی ؛ افرادی بودند که که واقعاً تمامی
خصوصیات اخلاقی واقعی یک نتورکر رو بدست آوردند و توانستند موفق باشند .
در مورد این شرکت های مثلاً نتورک مارکتینگ ایرانی هم بگم که خواهش می کنم که
بین تجارت سنتی و این تجارت تفاوت قائل بشوید و طبق مسائل موج صنعت ( موج
دوم) عمل نکنید ( متاسفانه امروزه هر کارجدیدی تو ایران وارد میشه ، بیشتر افراد ،
اول شیوه های کلاه برداری و غیراصولیش رو پیش می برند و فرهنگ کار رو درک
نمی کنند .. این موضوع باعث میشه که به کل تجارت ضربه وارد بشه . در بعضی از
نتورک های دیگه هم دیده بودم ، افرادی که جلسه معرفی سیستمشون رو برگزار می
کردند همیشه نتورکی رو که رقیبشون بود و یا از اونها قوی تر بود رو می کوبیدند و
این موضوع اصلاً جالب نیست ... چرا اینکه باعث میشه شخصی که کار براش معرفی
میشه ( ِپراسِپکت ) این حس رو پیدا کنه که این چه کاریه که فقط یک کمپانی می تونه
در اون موفق باشه و اگر این کمپانی مشکلی براش پیش بیاد چه اتفاقی می افته و هزار
تا اما و اگر دیگه که نمی خوام الان راجع بهشون صحبت کنم رو پیش می آره و نتیجه
ای جز ضربه وارد کردن به کل این تجارت رو نداره و همینی میشه که الان در ایران
نتورک ها فقط دارن از همدیگه بد می گن و هیچ اتحادی بین اونها وجود نداره و این
بهترین چیز برای مخالف هاست . در ضمن این نکته رو هم بازم یادآور می شم که
کمپانی که باهاش کار می کنید خیلی مهمه و از درجه اهمیت بسیار بالائی برخورداره و
یادمون باشه همه چیز در نتورکینگ فقط فرهنگ سازی و همانند سازیه که اگر خوب
دقت کنید این فرهنگ از خود آقای ویجی اسواران و دوستانشون شروع شده و تا این
مقطع کشیده شد و شما باز هم می تونید در دست های اصولی این فرهنگ رو مشاهده
کنید ..
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385
ایرانیان مردمان روزهای سخت ( سایر موارد )
یکپارچگی یکی از خصلت های خوب ایرانیان است ، خصلتی که شاید در جوامع دیگر
بشری کمتر به چشم بخورد ...
ایرانی و ایرانیان بارها ثابت کرده اند ، هرگاه که بخواهند به خواسته هایشان می رسند ،
البته بشرطی که بخواهند ... ایرانی ها مردمان روزهای سخت هستند و به خوبی با
مشکلات کنار می آیند و این از یکپارچگی آنان نشات می گیرد ... تاریخ نشان داده که
ایرانیان در شرایط سخت اجتماعی ، اقتصادی و زمانی که از سوی بیگانگان تحت فشار
بودند ، توانستند با بردباری و صبر بر مشکلات و سختی ها فائق آیند . شاید در سطح
کوچک اجتماع مانند یک خانواده هم بارها شاهد چنین مسائلی بوده ایم ، هنگامی که یک
مشکل پیش می آید ، حتی المقدور سعی می شود که با آن به راحتی برخورد ، و مشکل
را در خود خانواده حل نمائیم ، چرا که از کودکی به ما یاد داده اند که با سختی ها
چگونه مقابله کنیم .
ایران ، بارها مورد هجوم دشمنان قرار گرفته است ، بارها اسیر جنگ های داخلی شده
و بارها دچار بلایای طبیعی شده ، اما هربار ایرانی توانست با روحیه مقاوم و فعل
خواستن ، خود را از گرداب خارج کند ... مقابله و برخورد صحیح با سختی ها ، از
خلق و خوی ما ایرانیهاست .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385
فرق روشنفکر با عالم چیست؟ و روشنفکر مسئولیتش در زمان خودش چیست؟ ( راهبری )
روشنفکر مسئولیتش در زمان خودش عبارتست از پیامبری کردن جامعه اش در
حالیکه پیامبر نیست و انتقال پیام به تودهء مردم و ندا در دادن , ندای آگاهی و رهائی
و نجات دادن در گوشهای منجمد و بستهء توده و نشان دادن "جهت" و رهبری حرکت
در جامعهء متوقف و برافروختن آتش یک ایمان تازه در جامعهء منجمدش .
این کاری است که علما نمی کنند زیرا دانشمندان مسئولیت کاملا مشخصی دارند که
عبارتست از هر چه بیشتر امکانات زندگی دادن و شناخت "وضع موجود" و کشف و
استخدام نیروهای طبیعت و انسان . دانشمندان و تکنیسینها و هنرمندان , جامعهء
بشری یا ملی ئی خودشان را , در "بودن" خودشان , نیروی علمی می دهند اما
روشنفکران , جامعه را "رفتن" می آموزند و هدف می بخشند و رسالت "شدن" و
پاسخ به "این چنین شدن" می دهند و راه حرکت را روشن می کنند .
عالم توجیه کننده , تشریح کننده و امکان بخشندهء فراغت و برخورداری و تقویت و
آسایش و سعادت انسان است و در نهایت , "واقعیت" ها را کشف می کند اما
روشنفکر "حقیقت" ها را نشان می دهد .
عالم می گوید : "این چنین است"
و روشنفکر می گوید : "باید این چنین نباشد" و "آنچنان باشد" ,
عالم چراغ می سازد برای راه یا گمراهی , روشنفکر راه می نماید و به سفر می خواند
و سرمنزل سفر را نشان می دهد و خود "رائد قبیله" (۱) و پیش آهنگ کاروان است .
اینست که گاه عالم ابزار دست جهل و جور می شود اما روشنفکر , ذاتاء و
ضرورتاء نفی کنندهء ظلمت و ظالم است , چه , علم قدرت است و روشنفکری نور .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) ـــ رائد شخصی است که از سوی قبیله مسئولیت دارد تا برود و چراگاه و
منزلگاه آینده و چشمه یا چاه آب را درصحرا کشف کند و راه پیدا کند و از امنیت راه
و شرایط سفر و نقاط خطر و قبایل اطراف و کمینگاههای دشمن و قاطعان طریق و
جانوران آدمخوار و بقول ماکیاوی : شیر و روباه , دقیقا آگاه شود و سپس بسوی قبیله
اش باز گردد و آنانرا خبر دهد و در کوچ بسوی زندگی بهتر هدایت کند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمتهائی از کتاب { از کجا آغاز کنیم } نوشته : دکتر علی شریعتی
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط علی در شنبه چهاردهم مرداد 1385
خودمان را گم می کنیم ( راهبری )
« خودمان را گم می کنیم »... این عبارت چه معنایی دارد ،« خودمان را گم می کنیم »
، یعنی چه ؟ « خودمان را گم می کنیم » تعبیرهای زیادی دارد ، برای مثال ، یک تعبیر
آن ، این است که ظرفیت کمی داریم ، یعنی زمانی که به درجه ای از موفقیت و یا حتی
محبوبیت ، شهرت و ثروت می رسیم به خود مغرور می شویم و نمی دانیم که چطور
سنگینی این واژه ها را تحمل کنیم بطوریکه گذشته خود را فراموش می کنیم ، نکته
دیگر اینکه این واژه ها باعث می شود تا ما دچار غرور شویم ، یک غرور کاذب ...
بله، « خودمان را گم می کنیم » تعبیر این جمله این است که از مسیر درست و همیشگی
که ما را به موفقیت رسانده خارج می شویم و قدر گذشته ها را نمی دانیم ...
شاید بارها در خانواده و یا حتی در جامعه با افرادی برخورد کرده ایم که در زمینه ای
به محبوبیت و موفقیت می رسند ، اما دیگر آن خصلت ها و خلق و خوهای سابق خود را
ندارند .
آنها دیگر مانند گذشته خود با مردم برخورد نمی کنند و همین مسئله باعث می شود که
در دراز مدت تنها شوند ... چرا که آن فرد یا افراد ظرفیت بزرگ شدن و ظرفیت
محبوبیت ، مشهوریت ، ثروت و ... را ندارند ... و اینجاست که می گویند « خودمان را
گم می کنیم » ...
متاسفانه این خصلت و خلق و خو در ایرانیان به وفور دیده می شود ... خصلتی که بارها
باعث شده که در مدتی نه چندان طولانی ، خودمان ضربه بخوریم ، ضربه ای که جبران
آن بسیار مشکل است ...
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در جمعه سیزدهم مرداد 1385
ودیعه’بزرگ خدائی یعنی خودآگاهی ( راهبری )
پیامبران بیشتر از متن مردم برخاسته اند و یا اگر از میان تودهء مردم برنخاسته اند , بهرحال , بسراغ مردم رفته اند و شعار تازه ای , دید تازه ای , حرکت تازه ای , انرژی تازه ای در متن وجدان جامعه و زمان خودشان ایجاد کرده اند و این حرکت عظیم انقلابی و ریشه برانداز و ریشه ساز و دگرگون کنندهء آنان موجب شده است که یک جامعهء آرام , منحط و منجمد , با این رسالت پیامبرانه , تغییر جهت , تغییر زندگی , تغییر ایمان , تغییر بینش , تغییر فرهنگ و تغییر سرنوشت دهد . این پیامبران نه در ردیف علما و دانشمندان گذشته و نه در ردیف عوام و ناخود آگاهان بوده اند زیرا بزرگترین نقش را در حرکت تاریخی و تعویض جهت جامعه های انسانی و جامعهء خودشان تعهد کرده اند و بنابراین , از یک مقوله سوم اند , نه عامی که اسیر سنتها و ساخته شده قالبهای اجتماعی است و نه جزء دانشمندان و علما و فلاسفه و هنرمندان و عرفا و راهبان و روحانیان که اسیر مفاهیم ذهنی و ذوقی و غرقه در کشف و کرامات علمی و درونی خویش اند . بنابراین , روشنفکران هم نظیر پیامبران نه جزو دانشمندان هستند و نه جزو تودهء منحط نا خودآگاه بلکه " خود آگاهان مسئولند " که بزرگترین مسئولیت و هدفشان بخشیدن ودیعهء بزرگ خدائی ـــ یعنی خودآگاهی ـــ بتودهء انسان است . زیرا خودآگاهی است که تودهء منحط و منجمد را بیک کانون جوشان سازنده و آفرینندهء نبوغهای بزرگ و جهش های عظیم مبدل میسازد و بعد تمدنها و فرهنگها و قهرمانان بزرگ از همین متن وجدان بیدار شدهء جامعه بر میخیزند . قسمتهائی از کتاب { از کجا آغاز کنیم } نوشته : دکتر علی شریعتی One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385
لوط پیامبر( ع ) و رفتار ملت او ( حکایات )
لوط که به همراه ابراهیم نبی عازم شهر اردن بود خداوند او را به پیامبری به اهل
موتکافات فرستاد . لوط نبی( ع ) به شهر سدوما آمد و مردم طی سی سال به توحید و
معروف دعوت کرد و آنها را از منکرات نهی می کرد . خداوند می فرماید :
آن گاه که لوط به ملتش گفت آیا شما مرتکب فاحشگی می شوید که هیچ کس از جهانیان
در این کار بر شما پیشی نگرفته بود . شما منهای زنان به سوی مردان هم به شهوت
جنسی می آیید ، شما قومی اسراف کننده هستید . در پاسخ ، ملت لوط چیزی جز این
مطلب را نمی گفتند ، لوط و دخترانش را از منطقه تان اخراج کنید و سپس با لحنی
تمسخرآمیز می گفتند لوط و طرفدارانش مردانی پاکیزه هستند و از رویه ما دوری و
پرهیز می کنند .
عذاب خدا بر جامعه لوط
ابوحمزه ثمالی و ابوبصیر به نقل از امام باقر ( ع ) قصه قوم لوط را این گونه نقل می
کنند که لوط پیامبر سی سال در میان ملت خود زندگی کرد و آنها را از فواحش ، نهی و
به امر می کرد ولی مردم لوط اشخاصی بخیل و کثیف بودند ، سدوما شهری در سر راه
مصر و شام واقع شده بود .. آنان هرگز به طهارت بعد از جنابت نمی پرداختند و با
مسافران و رهگذران مسیر شام و مصر لواط می کردند و چون به این منکر معتاد شدند
در جامعه خود شیوع دادند و هرچه لوط پیامبر( ع ) آنها را به سخاوت و کرامت و
طهارت دعوت می کرد ، هیچ اثری در آنها نداشت ، جسارت و هتاکی قوم لوط تا آن جا
پیش رفت که به لوط پیامبر گفتند : ما آگاه هستیم تو میهمان ها را به خانه خود اکرام می
کنی و برای آنها فضای مناسب استراحت و راحتی فراهم می آوری و به آنها پناه میدهی
اگر چنین باشد ما به خانه تو می آئیم و با میهمانان تو نیز لواط می کنیم ، منبع خبر قوم
لوط ، زن لوط بود که اگر روزی مهمانی به خانه لوط می آمد ، با آتش روشن کردن بر
پشت بام مردم لوط را از حضور مهمان آگاه می ساخت . تا این که فرشتگان عذاب الهی
به فرماندهی جبرئیل نزد ابراهیم پیامبر ( ع ) آمدند : گفتیم که ابراهیم و لوط هر دو از
از باِبل به سمت منطقه اردن و فلسطین کنونی اخراج شدند و ظاهر این است که ابراهیم
غیر از منطقه لوط به زندگی ادامه می داد . ابراهیم بدون اینکه فرشتگان را بشناسد ،
گوساله ای فربه پخت و بریان کرد و چون سر سفره غذا آوردند ، هیچ یک از فرشتگان
غذا نخوردند. ابراهیم وحشت کرد که چرا میهمانان غذا نمی خورند . چون رسم بر این
بود هرکس دشمنی با دیگری داشت غذایش را نمی خورد ، جبرئیل در این هنگام گروه
فرشتگان و ماموریت آنها را تعریف کرد و اضافه کرد : ای ابراهیم ، ما فرستادگان خدا
هستیم ، طعام خوردن از شان ما نیست . سپس از نزد ابراهیم بیرون آمدند و نزد لوط
رفتند . لوط مشغول آبیاری و زراعت بود که با مشاهده میهمانان به هنگام روز با توجه
به وضعیت مردمش پریشان شد و پرسید : شما چه کسانی هستید ؟ گروه فرشتگان گفتند :
ما مسافریم ، آمده ایم امشب مهمان تو باشیم . لوط گفت : مردم این شهر در نهایت فسق
و فجورند ، آنان لواط و همجنس بازی می کنند ، ناراحتم از این که به شما تعدی کنند .
فرشتگان گفتند : هرگز نگران نباش ، آنها نمی توانند ضرری به ما برسانند . لوط با
میهمانان به خانه آمدند و لوط به زنش گفت : حضور میهمانان را در خانه من به اهل
خودت اطلاع نده ، ولی زن شب هنگام به پشت بام رفت و آتش روشن کرد و مردم
بدکار به سوی خانه لوط روانه شدند ، چون به در خانه رسیدند ، جبرئیل مانع پیشروی
آنها شدند و با تصرف الهی چشمان آنان را کور کرد و مردم دانستند که عذاب الهی بر
سرشان خواهد آمد . جبرئیل به لوط گفت : تو و خانواده ات از شهر بیرون بروید ، مگر
همسرت که زنی خائن است . لوط و اعضای خانواده اش به طریقی که جبرئیل ترسیم
کرده بود از شهر خارج شدند و زن لوط نزد قومش ماند و خداوند می فرماید :
ما لوط و اهلش را که شامل مومنان نیز می شود ، نجات دادیم ، مگر زنش را که باقی
ماندگان در دیار خویش بود که با ملت لوط به عذاب گرفتار شد و خداوند درباره عذاب
قوم لوط می فرماید :
و بر آنان باران باریدیم و چه بارانی که آن باران از سنگ بود و مردم را بر زمین فرو
می برد . سپس خطاب به پیامبرش می فرماید :
پس ملاحظه کن که چگونه عاقبت مجرمین رقم خورد . در روایت حضرت امیر( ع ) از
پیامبر اسلام آمده است : هرکس عمل قوم لوط کند و بی توبه از دنیا برود ، حق تعالی او
را نزد قوم لوط برد تا آنجا با ایشان باشد و حشر او با آنها است .
بعد از داستان قوم لوط ، خداوند به سرگذشت حضرت شعیب پیامبر و ملتش خبر می دهد
که شما علاقمندان می توانید منتظر داستان شعیب پیامبر هم باشید .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385
جلسات خانوادگی ، برای خوشبختی شما ( راهبری )
در دنیای امروز ، اغلب پیدا کردن وقتی برای دور هم نشستن و تبادل نظر کردن و شنیدن
صحبت های سایر افراد خانواده ، مشکل به نظر می رسد .
اما باید بدانیم که برقرار کردن جلسات خانوادگی بسیار تاثیر گذار است و باعث خوشبختی و
موفقیت خانواده ها می شود . در واقع هدف از جلسات خانوادگی فراهم آوردن محیطی
دوستانه و غیر تدافعی برای دو نفر یا تعداد بیشتری از افراد خانواده است که بتوانند آزادانه
مسائل خود را مطرح و از صمیم قلب گقتگو کنند . در این جلسات شما فرصتی بدست می
آورید که با هم باشید و در مورد سایر اعضای خانواده خود مطالبی را بیاموزید و بدانید که
عوامل موثر در خوشحالی و ناراحتی آنان چیست ؟ در نتیجه می توانید همدیگر را یاری
کرده و با حمایت همه جانبه مشکلات خانواده را مرتفع کنید .
یادتان باشد که جلسات خانوادگی زندگی شما را کامل می کند و شما مهارت پیدا می کنید که
نگذارید مسائل بی اهمیت به درماندگی های بزرک تبدیل گردد و به محض وقوع مسائل آنها
را حل و فصل می نمائید و راه حل های موثر را برای همه افراد خانواده در می یابید .
مسلماً هیچ یک از ما نمی خواهیم رفتاری با خانواده خود داشته باشیم که کوچکترین آزاری
به آنها برساند ، در طول زندگی همیشه دورانی بوده و هست که ما احساس درماندگی ،
سختی و فشار کرده و با این احساس خود را به دردسر انداختیم ، به کمک احتیاج داشته
باشیم ، اما درخواست حمایت نکردیم ، در نتیجه ناراحت و رنجیده خاطر شدیم .
ما می توانیم روش های رفتاری خود را در رابطه با افراد خانواده و مسئولیت های روزمره
خود در جهت اصلاحات بیشتر و موثرتری سوق دهیم و اصلاحات مهمی در جهت کیفیت
زندگی خود ایجاد کنیم ، تا به آرامش و موفقیت دست پیدا کنیم .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در سه شنبه دهم مرداد 1385
استاد و یا فارق تحصیل نداریم همیشه باید بیاموزیم ( راهبری )
در کار ما استاد و یا فارق تحصیل نداریم هر کسی که وارد کار ما میشود
می تواند از همان اول لیدر بشود البته اگر خودش بخواهد .
لیدر یعنی : رهبری که یک دانش آموز و دانشجوی حرفه ای است.
هر شخصی پس از ورودش به سیستم آموزش می بیند تا اول خودش را
پرورش دهد و رهبری کند و بعد سراغ دیگر یا دیگران برود,اما در سود
یاد می گیرد که اول به فکر سود دیگر یا دیگران باشد و بعد به فکر
سود خود چرا که سود خود را در رسیدن دیگر یا دیگران به سودشان
می بیند و می یابد و می آموزد که باید همیشه بیآموزد و آموزش دهد چرا
که همیشه لیدرها باید یک تا بی نهایت قدم از دیگران جلو تر باشند تا
الگوی خود و دیگران باشندو هیچ حد و مرزی برای پیشرفت مثبت در
جهت موفقیت و پیروزیهای دیگران و خود قائل نشوندو همیشه با خود
بگویند ما یک دانش آموز حرفه ای هستیم و باید حرفه ای تر شویم
تا تکیه گاه محکمی شویم هم برای خودمان و هم برای دیگران.
شما با این جملات موافقید آیا ؟ نظر شما چیست عزیزان؟
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط علی در دوشنبه نهم مرداد 1385
جمله های طلایی ( قسمت دوم ) ( راهبری )
- خوشبختی در انجام دادن کار است ، نه صرفاً به داشتن .
- بالای نردبان موفقیت هرگز شلوغ نیست .
- اگر قرار باشد در ستایش از یک نیرو حرف بزنیم ، آن نیرو ناشی از مداومت است .
- کسانی که عادت مداومت را در خود می کارند خود را در مقابل شکست بیمه می کنند و
بدون توجه به ناکامی های اولیه سرانجام به فراز پله های ترقی و پیشرفت می رسند .
- تجربه ، ابزاری گران قیمت است که به کمک آن می توانیم با اطمینان بیشتر به جلو
برویم .
- لزوماً همیشه قویترین ها و سریعترین ها پیروز نمی شوند ، پیروز کسی است که فکر
می کند و می تواند پیروز شود .
- نقطه عطف موفقیت از لحاظ بحران شروع می شود .
- برای رسیدن به خوشبختی باید ترس ، شک و افکار منفی را از صحنه زندگیتان حذف
کنید .
- خوشبخت ترین افراد کسانی هستند که به عمق وجودی خود بهتر پی برده و عملاً
عالیترین بهره ها را از ذخایر و جودی خود می برند .
- اگر به دنبال " آرامش ذهن " هستید و پیشامدهای زندگی برچسب " خوب " یا " بد "
نزنید .
- ما برای یادگیری به دنیا آمدیم و جهان معلم ماست . وقتی در درسی مردود می شویم
باید دوباره ثبت نام کنیم و دوباره ! شرط ورود به کلاس بعدی یادگیری درس فعلی
است . درس های دنیا بی پایانند .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در یکشنبه هشتم مرداد 1385
پند (04) ( راهبری )
سخن گویید تا با گفتار خویش ارزش خویشتن بنمایانید.
" حضرت علی ( ع ) "
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط علی در شنبه هفتم مرداد 1385
دست آوردهای نتورک مارکتینگ از زاویه دیگر ( معرفی سیستم )
یادمه اون اوایل که می خواستم وارد سیستم بشم ، تقریباً فقط به پول سیستم فکر می کردم و
بیشتر جنبه های اقتصادی شو در نظر داشتم ..
تو قسمت ریسک ها و ریواردها و مقایسه سیستم با کارهای دیگه به برخی از مزیت های
این کار اشاره شده ولی وقتی عمیق تر به موضوع نگاه می کنیم و بعد از گذشت مدتی از
ورود ، خودمونو با قبل مقایسه می کنیم ، می بینیم که غیر از این مواردی که توی معرفی
کار بهمون گفتن ، یه چیزهای دیگه هم هست که ارزش اونها خیلی بیشتر از اینقدر
هزار دلار در هفته است .. اگر موافق باشید به این موارد هم نگاهی داشته باشیم :
1- شناخت خود ( خودشناسی ) و بعد از اون شناخت خدا و نزدیکتر شدن به خالق زیبا
2- هدفمند شدن خود و با هدف کردن خانواده ( حتی اگر عضو نباشند )
3- نگرش مثبت و زیباتر نگاه کردن به همه موضوعات ( حتی مشکلات )
4- قدرت تشخیص و قدرت تجزیه تحلیل مسائل
5- قدرت برنامه ریزی
6- اجتماعی شدن و توانائی صحبت کردن در جمع و یا گرداندن یک جلسه بزرگ و ..
7- به اینکه من هستم و می توانم به شرطی که فقط بخواهم ( فلسفهء بودن )
8- درک مسائل متافیزیک در امور زندگی و اجتماع
9- اعتماد به نفس و توانائی " نه " شنیدن و توانائی مقابله با شکست
10- فرهنگ ساری بهینه و با طرز فکر مثبت در خانواده و جامعه
11- فراگیری علومی چون کامپیوتر و اینترنت و آشنائی بیشتر با زبان های خارجی و جا
افتادن فرهنگ کتابخوانی
12- قدرت اداره کردن یک سازمان
13- فرهنگ کمک کردن ( حتی به افرادی که سودی به ما نمی رسونن )
14- قدرت تغییر کردن در هر شرایط
15- رسیدن به آنچه که " نمی دانیم که نمی دانیم "
16- شخصیتی فراتر از قبل
17- قدرت جاذبه و کاریزما
18- تعهد و متعهد بودن برای خود ، خانواده ، مجموعه و اجتماع
19- شجاعت
20- تقویت تمرکز و توانائی متمرکز شدن به موضوعات
21- بزرگواری در هر زمانی ( چه ضعیف ، چه قوی بودن )
22- پیدا شدن استعدادات نهفته و داشتن ابتکار
23- یادگیری اینکه شنونده خوبی باشیم و ارتباط رو به بهترین شکل ممکن برقرار کنیم
24- شور و اشتیاق به کار و زندگی
25- قدرت حل مسائل و مشکل گشائی
26- قدرت پیدا کردن در مسئولیت پذیری
27- امنیت خاطر
28- خدمتگزاری یرای همه
29- فرهنگ آموزش دیدن و آموزش دادن و همیشه در این حال بودن
30- و ...
دوستان عزیز به نظر من و خیلی از دوستان ، کوئست یک کارخانه آدم سازیه و واقعاً اگر
هر شخصی خودش بخواد می تونه به این موارد هم برسه و اگر کمی آینده نگر باشیم ،
می تونیم تصویر آینده رو از همین الان تو ذهنمون تصویر سازی کنیم که نسل های بعدی
با آموزش دیدن توسط چنین پدر و مادرهایی ، می تونن فرهنگ اصیلمون رو دوباره احیاء
کنند ...
یادم هست که تو یه جلسه بودیم که افراد زیادی در اون شرکت کرده بودند و بین دو دست
کاملاً موازی برگزار شده بود و محدودیتی از لحاظ حضور افراد تازه وارد وجود نداشت و
همه جور آدمی تو اون جلسه می شد دید از مرد و زن و پیر و جوان .. از یکی از افرادی
که تازه وارد شده بودند و فکر می کنم حدود 60 سال داشتند ، پرسیدند که انگیزه شما برای
ورود به این سیستم چی بوده .. گفتند : این جوونا مثل یک آدم 50 – 40 ساله حرف
می زنند و فکر می کنند و چیزهائی که این بچه ها تو این مدت کوتاه بهش دست پیدا کردن
خیلی ارزشمند هستش و من دوست دارم اطلاعاتم رو پیش این بچه ها کامل کنم .
البته باز هم تاکید می کنم که هرکس ، اگر خودش بخواهد می تواند تو این سیستم دوام
بیاورد و به مواردی که در بالا گفتیم دست پیدا کند .
One Voice One Vision ó Raise your self to help mankind
شاد و پر انرژی باشید
نوشته شده توسط فرشید در جمعه ششم مرداد 1385
تفاوت مدیران با مدیران ( قسمت اول ) ( راهبری )
